واژه جو

سندروس

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سَ دَ) [ معر - یو. ] (اِ.) ۱- سرو کوهی. ۲- صمغی که از گونه‌ای سرو کوهی استخراج می‌شود و در طب قدیم مورد استعمال بوده ضمناً از آن در ساختن دانه تسبیح یا گردن بند استفاده می‌کرده‌اند، از مخلوط سندروس و روغن بزرک روغنی به نام روغن کمان حاصل می‌کرده‌اند که از آن جهت چرب کردن کمان‌ها استفاده می‌شد؛ حجر السندوس. ۳- تبریزی. ۴- نارون.

معنی سندروس | واژه جو