واژه جو

سندبادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سندبادی . [ س ِ] (حامص ) عیب داشتن و ناقص بودن قافیه : بیک قافیه ٔ سند عیبی نباشد نگویی که ناید ز من سندبادی . انوری (دیوان ص ٤٦٢).

معنی سندبادی | واژه جو