واژه جو

سنجوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنجوق . [ س َ ج ُ / ج َ ] (ترکی، اِ) کمر. کمربند. (برهان ) (غیاث ). کمربند. منطقه . (ناظم الاطباء). ◄ چهارذرعی . (برهان ). ◄ علم . نشان . (برهان ).

معنی سنجوق | واژه جو