واژه جو

سنجن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنجن . [ س َ ج َ ] (اِ) این کلمه در بیت ذیل از ناصرخسرو آمده است و می نماید که مرادف سوزن یاصورتی از آن یا محرف کلمه ٔ دیگری باشد : خویشتن دار چو احوال همی بینی خیره بی رشته و هنجار مکش سنجن . ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ٣١٠).

معنی سنجن | واژه جو