واژه جو
معنی سنایی | دیوان اشعار | قصاید | قصیده شماره ۱۳۷ - معروفی بود زن سلیطه‌ای داشت او را به قاضی برده بود و رنج می‌نمود در حق وی گوید | واژه جو