سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای مستان خیزید که هنگام صبوحست هر دم که درین حال زنی دام فتوحست آراست همه صومعه مریم که دم صبح صاحبت خبر گلشن و نزهتگه روحست یک مطربتان عقل و دگر مطرب عشقست یک ساقیتان حور و دگر ساقی روحست طوفان بلا از چپ و از راست برآمد در باده گریزید که آن کشتی نوحست باده که درین وقت خوری باده مباحست تو به که درین وقت کنی توبه نصوحست خود روز همه نوبت تن خواهد بود هین راح که این یک دودمک نوبت روحست وز میخوش خسب گزین صبح سنایی تا صبح قیامت بدمد مرد صبوحست