واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در دیده کبر کبریای تو بسست در کیسه فقر کیمیای تو بسست کوران هزار ساله را در ره عشق یک ذره ز گرد توتیای تو بسست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱ | واژه جو