واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با هر تاری سوخته چون پود شوی یا جمله همه زیان بی‌سود شوی در دیده عهد دوستان دود شوی زینگونه به کام دشمنان زود شوی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۶ | واژه جو