واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌خور که ظریفان جهان را دردی برگرد بناگوش ز می‌بینی خوی تا کی گویی توبه شکستم هی هی صد توبه شکستم به که یک کوزه می

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۴ | واژه جو