واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا هشیاری به طعم مستی نرسی تا تن ندهی به جان پرستی نرسی تا در ره عشق دوست چون آتش و آب از خود نشوی نیست به هستی نرسی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۸ | واژه جو