واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون بلبل داریم برای بازی چون گل که ببوییم برون اندازی شمعم که چو برفروزیم بگدازی چنگم که ز بهر زدنم می‌سازی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۵ | واژه جو