واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای رفته و دل برده چنین نپسندی من می‌گریم ز درد و تو می‌خندی نشگفت که ببریدی و دل برکندی تو هندویی و برنده باشد هندی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۵ | واژه جو