واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اندر ره عشق دلبران صادق کو عذر است همه زاویه‌ها وامق کو یک شهر همه طبیب شد حاذق کو گیتی همه نطقست یکی ناطق کو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۰ | واژه جو