واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای مفلس ما ز مجلس خرم تو دل مرد رهی را که برآمد دم تو شد بر دو کمان سنایی پر غم تو یا ماتم دل دارد یا ماتم تو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۱ | واژه جو