واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز وی نرگس شهلای تو بس شورانگیز هر قطره که می‌چکد ز خون دل من در جام وفای تست کژدار و مریز

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۹ | واژه جو