واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از غایت بی‌تکلفی ما در هر کار دیوانه و مستمان همی خواند یار گفتیم تو خوش باش که ماای دلدار دیوانه عاقلیم و مست هشیار

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۱ | واژه جو