واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اکنون که سیاهی‌ای دل چون خورشید بیشت باید ز عشق من داد نوید کاندر چشمی تو از عزیزی جاوید چون دیده دیده‌ای سیه به که سفید

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۴ | واژه جو