واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مردی که به راه عشق جان فرساید باید که بدون یار خود نگراید عاشق به ره عشق چنان می‌باید کز دوزخ و از بهشت یادش ناید

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۰ | واژه جو