واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زن، زن ز وفا شود ز زیور نشود سر، سر ز وفا شود ز افسر نشود بی‌گوهر گوهری ز گوهر نشود سگ را سگی از قلاده کمتر نشود

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۴ | واژه جو