واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر بوده که او ز اصل نابود بود نابوده و بود او همه سود بود گر یک نفسش پسند مقصود بود نابود شود هر آینه بود بود

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۷۲ | واژه جو