واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نقاش که بر نقش تو پرگار افگند فرمود که تا سجده برندت یک چند چون نقش تمام گشت‌ای سرو بلند می‌خواند «وان یکاد» و می‌سوخت سپند

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۳ | واژه جو