واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در راه قلندری زیان سود تو شد زهد و ورع و سجاده مردود تو شد دشنام سرود و رود مقصود تو شد بپرست پیاله را که معبود تو شد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۸ | واژه جو