واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

این اسب قلندری نه هر کس تازد وین مهره نیستی نه هر کس بازد مردی باید که جان برون اندازد چون جان بشود عشق ترا جان سازد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۱ | واژه جو