واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زان سوزد چشم تو زان ریزد آب کاندر ابروت خفته بد مست و خراب ابروی تو محراب و بسوزد به عذاب هر مست که او بخسبد اندر محراب

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۴ | واژه جو