واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بس دل که غم سود و زیان تو خورد بس شاه که یاد پاسبان تو خورد نان تو خورد سگی که روبه گیرست ای من سگ آن سگی که نان تو خورد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳۸ | واژه جو