سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب السابع فصل فیالغرور و الغفله والنسیان و حبالامانی والتهور فی امور الدنیا و نسیانالموت والبعث والنشر | فصل فی صفهالافلاک والبروج والسماء والارض و ما بینهما منالعجایب ذکر الافلاک و ما فیها منالعجایب احسن من ابداع المخدرات الکواعب
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چندگویی ز چرخ و مکر و فنش به خدای از کری کند سخنش چیست چرخ و زمین فراز و مغاک جامه سبز و دامنی پر خاک شب صد چشم چیست محتالی روز یک چشم چیست دجالی زشت باشد به خاصه از ابدال جز به عبرت نظاره دجال روز و شب را به سوی زیرک و غمر تحفه از وی غمست و غارت عمر چیست چنبر سپهر دهر افروز رسن پیسه چیست جز شب و روز در فگندت به چنبر گردن بهر کشتن زمانه پیسه رسن زده مار فلک ترا به ستیز هست پیسه رسن ازو بگریز در غم زر سرخ و سیم سره سبلتت سبز گشت همچو تره تره سبز و پر آب و رنگینست سر کینش ز پای سرگینست