سموم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(سَ) [ ع. ] (اِ.)باد گرم مهلک. ج. سمائم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسمها، زهرهابادگرم مهلک، باد زهرآگینواژه قبلی: سمورواژه بعدی: سمپاتیک