واژه جو

سماخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سماخ . [ س ِ ] (ع اِ) سوراخ گوش . (از غیاث ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به صماخ شود. ◄ مسخرگی . (لغت نامه فرس اسدی ).

معنی سماخ | واژه جو