واژه جو

سلوگرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سلوگرد. [ س ُ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیزکی بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. دارای ١٠١ تن سکنه است . آب آن از رودخانه . محصول آنجا غلات، چغندر، کنجد و راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).

معنی سلوگرد | واژه جو