واژه جو

سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ماه گردون سلطنت ناگاه شد نهان در حجاب میغ دریغ زین تحسر بماند در دندان لب و دست نگین و تیغ دریغ تا ابد بر زوال شاه اویس ملک و دین می‌زنند دریغ دریغ

معنی سلمان ساوجی | دیوان اشعار | قطعات | قطعه شماره ۱۱۵ | واژه جو