سلمان ساوجی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست گه بر سرو چشم و گاه بر رو بنشست چون دولت کار او به پایان برسید آمد به ادب به هر دو زانو بنشست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست گه بر سرو چشم و گاه بر رو بنشست چون دولت کار او به پایان برسید آمد به ادب به هر دو زانو بنشست