سلمان ساوجی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چون حال دل من ز غمت گشت تباه آویخت در آن زلف دل آشوب سیاه ز آنسان که در آتش سقر اهل گناه آرند به مار و کژدم از عجز پناه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چون حال دل من ز غمت گشت تباه آویخت در آن زلف دل آشوب سیاه ز آنسان که در آتش سقر اهل گناه آرند به مار و کژدم از عجز پناه