سلمان ساوجی | جمشید و خورشید | بخش ۵ - رباعی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شاهی که به نعلین رخ مه آراست گشت از قدمش پشت کج گردون راست بر حسن مه چارده انگشت نهاد مه را بشکست وز آن شب انگشت نماست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شاهی که به نعلین رخ مه آراست گشت از قدمش پشت کج گردون راست بر حسن مه چارده انگشت نهاد مه را بشکست وز آن شب انگشت نماست