واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

منعم که به عیش می‌رود روز و شبش نالیدن درویش نداند سببش بس آب که می‌رود به جیحون و فرات در بادیه تشنگان به جان در طلبش

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۷ | واژه جو