واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رویی که نخواستم که بیند همه کس الا شب و روز پیش من باشد و بس پیوست به دیگران و از من ببرید یارب تو به فریاد من مسکین رس

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۵ | واژه جو