واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

روزی گفتی شبی کنم دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت وز گفته خود هیچ نیامد یادت؟

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶ | واژه جو