واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن کودک لشکری که لشکر شکند دایم دل ما چو قلب کافر شکند محبوب که تازیانه در سر شکند به زانکه ببیند و عنان برشکند

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۱ | واژه جو