واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در خرقه توبه آمدم روزی چند چشمم به دهان واعظ و گوش به پند ناگاه بدیدم آن سهی سرو بلند وز یاد برفتم سخن دانشمند

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۷ | واژه جو