واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

وقت گل و روز شادمانی آمد آن شد که به سرما نتوانی آمد رفت آنکه دلت به مهر ما گرم نبود سرما شد و وقت مهربانی آمد

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۵ | واژه جو