واژه جو

سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

روزی نظرش بر من درویش آمد دیدم که معلم بداندیش آمد نگذاشت که آفتاب بر من تابد آن سایه گران چو ابر در پیش آمد

معنی سعدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳ | واژه جو