واژه جو

سطوع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سطوع . [ س ُ ] (ع مص ) بلند شدن . (غیاث ) (آنندراج ). بالا رفتن و منتشر کردن . (اقرب الموارد). برآمدن وبلند گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ دمیدن بوی و صبح . (المصادر زوزنی ) (اقرب الموارد). دمیدن بوی .(دهار). ◄ برآمدن برق و نور. (اقرب الموارد). ◄ برخاستن گرد. (المصادر زوزنی ).

معنی سطوع | واژه جو