واژه جو

سطقسات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سطقسات . [س ُ طُ ] (معرب، اِ) به لغت رومی مخفف اسطقسات است که عناصر اربعه باشد. (برهان ) (آنندراج ) : مر جاه تو و علم ترا از سر معنی آباء و سطقسات غلامند و پرستار. سنایی . ◄ اصل چیزها. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به اسطقس و اسطقسات شود.

معنی سطقسات | واژه جو