سطحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سطحی . [ س َ ] (ص نسبی ) ظاهری و خارجی و بیرونی . (ناظم الاطباء). ◄ بی عمق . ◄ بیهوده و بی معنی . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
سرسری، غیرعمیق (متضاد: عمقی، عمیق) بیرونی، خارجی، ظاهری ظاهرگرا، ظاهربین، قشری مربوط به سطح (متضاد: حجمی) رویی رویهای کممایه کمعمق اندک، ناچیز
واژگان فارسی سره واژهدان
سرسری، رویهای، رویه نگر، روبنایی، پوستهای