واژه جو

سریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سریدن . [ س ُ دَ ] (مص ) لغزیدن . سُرخوردن . از سطحی مایل به پستی نشسته بزیر لغزیدن . (یادداشت مؤلف ).

سریدن . [ س َ دَ ] (مص ) سرودن . (آنندراج ). سرائیدن . (ناظم الاطباء).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سریدن | واژه جو