واژه جو

سرگین‌گردان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرگین گردان . [ س ِ گ َ ] (اِ مرکب ) جُعَل باشد و آن را کشتک نیز خوانند. (جهانگیری ). سرگین غلطان است که جُعَل باشد. (برهان ) (آنندراج ).خبزدوک . (زمخشری ). رجوع به گوگال و گوگردانک شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرگین‌گردان | واژه جو