واژه جو

سرکه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(س کِ) (اِ.) مایعی است اسیدی بسیار تُرش و با بوی تند و زننده که از انگور، خرما، انجیر، گرفته می‌شود و طبیعت آن سرد و خشک است. ؛ ~ فروختن کنایه از: ترشرویی کردن. ؛ مثل سیر و ~ جوشیدن کنایه از: ناآرام بودن، در تب و تاب بودن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرکه | واژه جو