سرکردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)<BR>۱- مدارا کردن، با کسی ساختن.<BR>۲- شروع کر دن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادنسپری کردن، گذراندنبه سر بردنواژه قبلی: سرکتابواژه بعدی: سرکرده