سرپیچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.)<BR>۱- آن چه که بر سر چیزی میپیچند.<BR>۲- دستار، عمامه.<BR>۳- زینتی از زر و سیم و جواهر که در جلو عمامه و دستار قرار دهند.<BR>۴- یکی از اجزای چراغ نفتی که فتیله در آن جا میگیرد و آن را به بدنة چراغ نصب کنند و لوله روی آن قرار گیرد.<BR>۵- وسیلة گود شیارداری از جنس عایق که لامپ درون آن میپیچد و به سیم برق وصل میشود.<br>