واژه جو

سرپاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرپاک . [ س َ ] (اِ مرکب ) سردار ضابط و صاحب سیاست . (جهانگیری ) : دین حق را نه چون تو یک سرتیر ملک شه را نه چون تو یک سرپاک . ابوالفرج رونی (از آنندراج ).

معنی سرپاک | واژه جو