واژه جو

سرو

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سَ رْ) [ په. ] (اِ.) درختی است مخروطی شکل که در نواحی کوهستانی شمالی ایران می‌روید. سرو آزاد، سرو سهی، سرو ناز و زادسرو هم گفته‌اند.

(سُ) [ په. ] (اِ.) ۱- شاخ جانوران، شاخک حشرات. ۲- پیاله شراب.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرو | واژه جو